پرچم عدالتخواهی زمین مانده بود، یکنفر باید آبرویش را فدا میکرد، قرعه به میر حسین افتاد |
سایت میدان، نیز در گزارشی از مراسم امروز، از بازداشت جعفر پناهی فيلمساز و کارگردان سينمای ايران و مهناز محمدی، فعال حقوق زنان و مستندساز در بهشت زهرای تهران خبر داده است.
تا حالا دوتا فیلم از بهشت زهرا مخابره شده: تماشا دانلود (حجم 4mb)
خیمه شب بازی مشایی به پلان آخر رسید
دیشب احمدی نژاد در جواب نامه جناب آقای خامنه ای رهبر (3 تا صلوات) نوشتن که بنا به اصل 57 قانون اساسی بنده رحیم مشایی مادر مرده رو برکنار کردم! در واقع می خواسته بگه منم قانون بلدم اجرا کنم. جون خودش! همچنین که اگه این اصل نبود عمرا داداش جونم رو برمی داشتم! تازه پشت سر اون، مشایی هم نامه نوشته که از مادر زاده نشده کسی که منو برکنار کنه! خودم زودتر استعفا دادم و پوزه بدخواهان رو به خاک مالیدم! (تکبیر!) خلاصه که انگار این تئاتر تموم شد، از فردا احمدی باید دنبال سوژه جدید برای سرکار گذاشتن ملت پیدا کنه.
حالا از این مساله که بگذریم این وسط مسائل جالبی پیش اومده، یکی اینکه خامنه ای به احمدی نامه نوشته منتها انگار آدرسش رو بلد نبوده. برای اینکه مطمئن بشه احمدی اون رو میشنوه داده صدا سیما اخبار ساعت 9 پخش کردن! احمدی هم reply کرده دوباره به صدا سیما! این وسط رحیم مشایی عقده ای هم برای اینکه عقب نمونه یه نامه نوشته که تو اخبار پخش کنن. حالا ما هر شب ساعت 9 باید یک ربع صبر کنیم که این نامه نگاری ها تموم شه تا بعدش اخبار شروع شه. در واقع این روزها بروبچ بجای اینکه برن صندوق پستشون رو باز کنن، پیج تلویزیون رو می چرخونن تا تو اخبار ببینن که نامه دارن یا نه؟ می ترسم بقیه مسئولین هم از این روش پوپولیستی...ببخشید، مردمی خوششون بیاد و تصمیم بگیرن که اونها هم اینجوری به هم نامه نگاری کنن! اونوقت اخبار ساعت 9 رو باید ساعت 12 پخش کنن، از ساعت 9 تا 12 هم نامه ها و دستورهای فلان استانداری به فلان بخشدار و غیره! حالا این وسط یک عده هم به عادت همیشه از امکانات عمومی برای کارهای شخصی استفاده می کنن که بماند! مثلا یارو میاد نامه مینویسه میده صدا سیما که مهسای عزیز، تو چقدر خوشگلی! چه صدای لطیفی داری! آیا زن من میشی؟! از طرف همکارت، جواد. (این رو با لحن ادبی اخبارگوها بخونید)
1- خداییش کسی هست که این نمایش مسخره نامه بازی توی اخبار رو باور کنه؟ البته اینها بار اولشون نیست که! 4 سال پیش هم توی ماجرا رد و تایید صلاحیت دکتر معین همین بازی ها رو در آوردن دیگه! دیدن اوندفعه جواب داد، خوششون اومد. بگذریم، دیروز شریعتمداری توی کیهان مقاله زده که: چه کسی او را اداره می کند؟! گفته که رحیم مشایی نفوذی اصلاح طلبان هستش و طبق معمول کیهان با روده درازی پرده از یک توطئه بزرگ برداشته! خوبی اصولگرا بودن اینه که میتونی تا سه لایه پارانویا باشی و در عین حال بابت این تشویق هم بشی که عجب آدم تیزی هستی!
2- از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است. اخباری از جلسه هیات وزیران در روز چهارشنبه به خارج درز کرده که در اون بین وزرا و احمدی نژاد سر مساله مشایی مشاجره شدیدی رخ داده و در طی اون دکتر حسابی همه رو مورد نوازش قرار داده، بخشی از سخنان دکتر اینچنین است:
دولت آینده با 24.5 میلیون رای باید قوی باشد، نه اینکه رئیس جمهور نتواند معاون خود را انتخاب کند. من از قبل هم گفته بودم در انتخاب همکاران خود با کسی مشورت نمی کنم. عده ای با اغراض خاص علیه دولت فعالیت میکنند. کسانیکه در مورد آقای مشایی حرف می زنند، کوچک مغزند و نمی فهمند. آقای مشایی در مسند خود محکم هستند و من هیچ کوتاه نخواهم آمد. خداوند به من تفضل کرده و می توانم نیات را بخوانم. این قدرت را خدا به من داده است. من میدانم که در پس این ماجراها چه کسانی و با چه اهدافی هستند. عده ای وظیفه اصلی خود را در مبارزه با دولت قرار داده اند.
متن کامل خبر را اینجا بخوانید.
خداییش من دیگه هیچ حرفی برای گفتن ندارم!
خبر جدید: عزل و نصب های تازه از راه رسید! محسنی اژه ای برکنار شد. جنگ زرگری ادامه دارد!
هر دم از این باغ بری می رسد!
یه هواپیمای دیگه هم تالاپی افتاد! ایندفعه توی مشهد و روی باند فرود! هنوز ماجرای توپولوف رو ماس مالی نکردن، یکی دیگه هم رسید! البته بروبچ مدام توضیح میدن که هواپیما مال قزاقستان بوده و ما فقط اجاره کرده بودیم! خوب که چی؟ این که شد عذر بدتر از گناه. رفتن هواپیمای روسی که معلوم نیست چند ساعت پرواز کرده، تعمیرات شده و یا در چه شرایطی هست رو همینجوری آوردن ایران، ملت بدبخت رو سوارش کردن و یا علی مدد! با این حساب شمار سوانح هوایی دوران احمدی نژاد به 12 عدد رسید یعنی یک سوم سوانح بعد از انقلاب! یعنی اینکه ایران که حتی 0.5% ناوگان هوایی جهان رو هم نداره به تنهایی 23% سوانح هوایی کل جهان مال ایرانه! 4/1 دنیا! خدا آخر و عاقبت همه مون رو به خیر کنه!
لینک ها: توپولوف پدر سگ!
سایت اصولگرای جهان نیوز از خنثی شدن طرح ترور موسوی و کروبی خبر داده!
اصل خبر از قرار زیر است:
با هوشیاری نهادهای امنیتی و اطلاعاتی توطئه شوم ترور دو تن از کاندیداهایمعترض دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یعنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی ناکام ماند.
به گزارش جهان، یک منبع اگاه از دستگیری تیم تروریستی کارکشته که برای ترور موسوی وکروبی به کشور وارد شده بودند خبر داد.
این افراد که در قالب پنج تیم و از طریق مرزهای خوزستان وارد کشور شده بودند قبل از آنکه بتوانند اقدامی مرتکب شوند توسط ماموران امنیتی کشور دستگیر و روانه زندان شدند.
دستگیری این افراد و بازجویی های به عمل آمده نشان داد که پنج تیم که چهار تیم آنان دستگیر و یک تیم از آنان متواری شده است از عوامل منافقین بوده و در اردوگاه اشرف عراق تعلیم دیده بودند. هدف از ورود این افراد به کشور ترور میرحسین موسوی ومهدی کروبی و نسبت دادن آن به نهادهای انقلاب بود که با اطلاع به موقع دستگیر و از خرابکاری آنان جلوگیری به عمل آمد.
گفتنی است که در آخرین روزهای مانده تا 22خرداد برخی گروهک های ضدانقلاب قصد داشتند با کار گذاشتن بمبی در هواپیمای حامل سید محمد خاتمی همین سناریو را پیاده کنند که با دخالت نیروهای حفاظت پرواز این نقشه نیز ناکام ماند.
حالا واقعا توطئه ای در کار بوده یا این هم باید جزء جوسازی های متعدد اصولگراهای خدا نشناس بدونیم؟ مسئله دیگه فرافکنی افراطی این جریانه که ید طولایی در اینکار داره و دیگه حسابی حرفه ای شده! وقتی ماجرای قتل های زنجیره ای و ترور سعید حجاریان رو به اصلاح طلب ها نسبت دادن و آب از آب تکون نخورد، وقتی مردم را در برابر هزاران دوربین موبایل می کشند و به آشوبگران مسلح نسبت میدن، چرا ترور خاتمی، موسوی و کروبی رو به منافقین و دیگران نسبت ندن؟!
این بازی بزرگ تر از اونیه که فکرش رو می کنید! روزنامه کیهان چند وقتی هست که داره یکسره از اجرای توطئه «اصلاحات خون می خواهد» توسط اصلاح طلبان به قول خودشون افشاگری می کنه! چند ماه پیش و قبل از کنارگیری خاتمی هم این روزنامه به قلم شریعتمداری (لعنت الله علیه) در یک سرمقاله جنجالی نوشت که اصلاح طلبان می خواهند به سبک ترور بی نظیر بوتو بیان خاتمی رو ترور کنن تا پیش مردم عزیز بشن! این مقاله واکنش های زیادی داشت ولی مسئولین کیهان عقب نشستن که هیچ، شریعتمداری حتی تهدید به افشاگری هم کرد! به نظر من این هیاهو در پخش خبرهای خنثی شدن مکرر طرح ترور این افراد و نسبت دادن آنها به منافقین در واقع ادامه برنامه شارلاتانیسم رسانه ای است که خبر از توطئه بزرگ و خطرناکی میده که دارن بطور موازی از طرفی افکار عمومی رو آماده می کنند تا زمانی که واقعا موسوی، خاتمی و کروبی رو ترور کردن راحتتر بتونند اون رو به دیگران نسبت بدهند که: دیدید بالاخره منافقین ترورشون کردند! و از طرف دیگر به سران جنبش هم غیر مستقیم این پیام را بدهند که برای مقابله با آنها حاضرند تا کجا پیش بروند!
گمانه زنی ها از برکناری رحیم مشایی در روزهای آتی خبر میده. احمدی نژاد که احتمالا حکایت پادشاهی که ... را ممنوع کرده بود رو خونده بوده، تصمیم گرفت همچین کاری رو با نصب مشایی به معاون اولی خودش انجام بده تا انرژی اعتراض ملت رو صرف اون بکنه و از زیر بار دروغ ها و وعده هایی که داده بود در بره و در سایه داد وبیداد معترضین بی سرو صدا مشتی ابله بله قربان گو رو به عنوان کابینه به مجلس تحویل بده! البته انگار مشاوران پپه تر از خودش اون داستان رو زیادی جدی گرفته بودند و با موج عصبانیتی که بیشتر از سمت و سوی هم پالکی های فالوده خور اصولگرای خودش بلند شده، احمدی به غلط کردن افتاده و احتمالا تا چند روز دیگه برای حفظ آبرو مشایی رو به یک سمت الکی دیگری منصوب میکنه.
سر خط اخبار:
موسوی: سنگ ها را بسته و سگ ها را گشوده اند!

امروز همونطور که قرار بود اکبر هاشمی رفسنجانی امام جمعه بود. نمازجمعه جنجالی که حواشی جالبی داشت.
از ساعتی قبل از شروع خطبه ها خیابانهای اطراف دانشگاه مملو از جمعیت بوده و موج حرکت جمعیت از غرب تا اتوبان چمران واز شرق تا میدان هفت تیر كشیده شد.
به نظر می رسد جمعیت حاضر در منطقه در تاریخ نماز جمعه تهران شكسته شده این درحالیست كه سیل جمعیت همچنان به سوی این منطقه جریان دارد وایستگاههای مترو بزرگراههای نواب و چمران و مدرس وكردستان وجلال آل احمد شاهد ترافیك شدید به سوی مركز شهر هستند.
رسانه هاي داخلي وخارجي حضور مردم در نمازه جمعه اين هفته تهران را بي سابقه توصيف كردند برآوردها حاكي از حضور 1.5 تا 2.5 ميليون نفر در اين نماز جمعه است.
براساس اين برآورد كه از روی مساحت تحت پوشش حضور مردم صورت گرفته در صورتيكه ميزان حضور افراد 3 نفر در هرمتر مربع محاسبه شود با توجه به حضور مردم در پانصد هزار مترمربع در دانشگاه تهران خيابانهاي اطراف كه تا ميادين وخيابانهاي ديگر نيز كشيده شده بود جمعيت حاضر بيش از يك ونيم ميليون نفر بوده اند.
اما برخي ديگر از ناظران با محاسبه افراد زيادي كه براي حمايت از مهندس موسوي ونه شركت در نماز در ميادين و رههاي منهي به دانشگاه اجتماع كرده وپس از نماز به مردم پيوسته اند جمعيت حاضر را تا دو نيم ميليون نفر برآورد كرده اند. اگر بعد نماز اجازه تظاهرات میدادند اتفاق عظیمی شکل میگرفت.
تجمع نیروهای امنیتی بسیار شدید بود، مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران، تجمع این نیروها به حدی بود كه عبور جمعیت با مشكل روبرو شده بود.
شبكه تلفن همراه در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران قطع شده است. تلفن های عمومی رو خبر ندارم.
آقازاده صفارهرندی سردبیر سابق كیهان و وزیر فعلی ارشاد نیز رییس مجلس خبرگان رهبری را به خلفای سه گانه تشبیه كرد و از احتمال كتك خوردن موسوی وخاتمی در نماز جمعه خبر داد.
حسین شریعتمداری نیز با فرار به جلو دیروز در کیهان نوشت كه گروههایی با ظاهر حزب الهی قصد ایجاد درگیری در نماز جمعه را دارند! اما صدا سیمای ضرغامی (ملی نباشه مال ضرغامی دیگه!) شب گذشته با انتشار مكرر گزارشهای این نماز جمعه را مشابه سایر نماز جمعه ها توصیف كرد.
با اینکه همیشه خبرنگاران خارجی امکان حضور در محل اختصاصی خبرنگاران در کنار جایگاه اصلی نمازجمعه و تهیه گزارش از این مراسم را داشتهاند، امروز ماموران امنیتی از ورود خبرنگاران خارجی به محوطه نمازجمعه جلوگیری کردهاند. بدبخت ها ترسیدن مبادا کتک کاری بشه و اینها فیلم و عکس بگیرند.
تقوی رییس شورای سیاستگذاری نماز جمعه بجای وزیر اقتصاد دولت احمدینژاد که جرات آمدن به آنجا را نداشت سخنران پیش از خطبه ها بود در اقدامی بی سابقه به طولانی كردن سخنرانی خود پرداخت ودر حالیكه حداكثر تا 15 دقیقه قبل از اذان خطبه ها آغاز می شد امروز تا هنگام اذان به روده درازی درباره وحدت و شان نمازجمعه پرداخت و برای اولین بار خطبه ها بعد اذان شروع شد.
افراد حزب اللهی افراطی كه خیلی اتفاقی (!) اجازه حضور در صفوف نخست نماز را یافته بودند با سردادن شعارهای تحریك كننده مانع آغاز خطبه ها شدند و با وجود آغاز خطبه ها اقدام به شعار دادن كردند.
رسانه های حامی دولت از یکی دو روز پیش به هواداران محمود خان توصیه کرده بودند که چه شعارهایی بدهند تا از نمازگزاران اصلاح طلب متمایز شوند.
هاشمی در خطبه دوم با اشاره به كشتار مسلمانان چین گفت:از دولت چین انتظار داریم كه به وضع اسفبار مسلمانان رسیدگی كند وبه نفع دولت چین نیست كه با یك میلیارد وششصد میلیون مقابله كند.
در این زمان تعدادی از نماز گزاران شعار مرگ بر چین را دادند كه هاشمی با اشاره به وضعیت خیابانهای اطراف گفت كه از شعار دادن خودداری كنند. منظور هاشمی بهانه ندادن به نیروهای انبوه انتظامی برای به تشنج کشیدن خیابان ها بوده. در بین خطبه ها جلوی دانشگاه درگیری هایی پیش آمد. هاشمی درحالی خطبه ها را قرائت میکرد که در بیرون دانشگاه صدای هیاهو و درگیری و تیراندازی به گوش میرسید. میزان گاز اشک آور به حدی بود که نمازگزاران داخل دانشگاه هم از سوزش آن بی نصیب نماندند. به نظر میرسد تمام شدن ناگهانی صحبت های رفسنجانی و اقامه نماز هم برای تمام کردن درگیری باشه.
قبل از پایان نماز جمعه، حجم نیروهای امنیتی به خصوص مقابل درب اصلی دانشگاه تهران به شدت افزایش یافت و با پرواز پایین یك فروند هلیکوپتر احتمالا می خواستن مردم رو بترسونند.
نیروی انتظامی با شكلگیری تجمع مخالفت میكرد و سعی داشتن مردم را پراکنده کند.
جمع زیادی از هواداران میرحسین موسوی با بستند مچبند و یا پیشانیبندهای سبز، شعار الله اكبر سر دادند. این گروه با حمایت از حضور میرحسین موسوی در نماز جمعه امروز، تجمعات پراكندهای را شكل دادند و شعارهایی در حمایت از موسوی سر دادند.
در برخی نقاط اطراف دانشگاه تهران مانند خیابان 16 آذر كه تعداد بیشتری از حامیان موسوی تجمع كرده بودند، درگیریهای شدیدی بین نیروهای امنیتی با معترضان رخ داد. هواداران موسوی شعارهایی چون نیروی انتظامی، حمایت، حمایت / یا حسین، میر حسین / زندانی سیاسی آزاد باید گردد، سر میدادند. عده زیادی بخاطر گاز دچار تورم چشم شده بودند. از اطراف صدای تیراندازی شنیده میشد.
چند صد نفر از جوانان حامی احمدینژاد كه پوسترهای از وی و مقام معظم رهبری در دست داشتند، نیز از مقابل دانشگاه تهران به سمت میدان انقلاب راهپیمایی كردند و شعارهایی چون مرگ بر غارتگر بیتالمال / حزبالله، ماشاالله سر دادند. نیروی انتظامی برخورد خاصی با آنان نکرد.
برای بازگشت مردم حسابی به دردسر افتاده بودند چرا که در خیابون های منطقه ترافیک شدیدی شکل گرفته بود. بروبچ بالا شهر تا 4-5 هم خونه نمیرسند. الان که خسته این مطلب رو می نویسم نمی دونم توی منطقه عملیات خلوت شده یا طبق سنت تجمعات سبزها الان بگیر بگیره؟
خبر های دیگه:
۱- شادی صدر، ۳۵ ساله، وکیل و روزنامه نگار و از فعالان حقوق زنان در ایران امروز در راه نمازجمعه درحالیکه عده ای او را همراهی میکردند بدست لباس شخصی های بی ناموس دزدیده شده. شدت خشونت آنها طوری بوده که در کشمکش بین همراهان و لباس شخصی ها روسری و مانتو او هم از تنش کنده شده! اینکه میگم لباس شخصی، چون هیچ مدرک شناسایی نداشتن، امیدوارم که بلایی سرش نیاد. قابل توجه عده ای که تماس و دست زدن که هیچ، حرف زدن پسر و دختر نامحرم رو هم گناهی نابخشودنی میدونن.
۲- از روز چهارشنبه شایعات هولناکی درباره دختری به نام ترانه موسوی در اینترنت پخش شده که هر کلمه اش مو رو به تن آدم سیخ میکنه. آخرین اخبار در اینجا از پیدا شدن جسد سوخته اش حکایت میکنه که ممکنه تلاش برای نابودی آثار تجاوز باشه. هنوز اصل یا حواشی خبر از منب موثقی تایید نشده اگه کسی خبر موثقی داره بده.
۲- آمریکا سقوط هواپیما رو تسلیت گفته. دستش درد نکنه، راس میگه تحریم بویینگ و ایرباس رو برداره. لابد منتظرن یه روز هم خبر سقوط هواپیمای بروبچ بیاد. خنگ ها! احمدی و دارودسته اش که با توپولوف این ور اونور نمیرن که!
۳- روسیه هم یه عده رو فرستاده ایران تا علت حادثه رو پیدا کنن. علتش خود تویی رفیق توپولوف.
۴- ایرانی های اون ور آب دارن یه تومار 2 کیلومتری جمع می کنن توی 184 تا شهر! بالاش هم گنده نوشتن احمدی خره! شوخی کردم، نوشته احمدی رئیس جمهور نیست. آخرش هم قراره از برج ایفل آویزون کنن. البته فکر کنم یه کم ازش زیاد بیاد، بهتر بود از برج دوبی آویزون کنن.
۵- رحیم مشایی معاون اول رئیس جمهور شد! این دیگه احتیاج به شرح و تفسیر نداره.
جناب سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، منت سر ما نهادند و بنا بر کرامات غیبی خود نامه ای سرگشاده به حضرت امام زمان نوشته اند و ضمن تبیین مظلومیت سرابازان ایشان، اطمینان داده اند که تا آخر برای حفظ نظام ایستاده اند!
بخش هایی از نامه خالصانه سرلشگر از این قرار است:
« این جبهه با هدایت استکبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز کرد و چون با حضور جانانه چهل میلیونی مردم نتوانست طرفی ببرد، بیشتر عصبانی شد و در پی فتنه ای تلخ تر برآمد، فتنه ای با ظاهری مخملی و باطنی خشک و زبر و خشن که فرهنگ و مردم سرزمینم را هدف قرار داده بود. تصادفی نبود که در ۳۰ خرداد ۸۸، سی خرداد سال ۶۰ را بازسازی کردند. تخریب، کشتار و آشوب به پایگاه های بسیج و مسجد خدا یورش آوردند.
در ۳۰ خرداد آشوبگران و منافقان با چهره ای جدید که چندان بی ارتباط با منافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم ترکش های جنگ تحمیلی و جای گلوله های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای نظامی ـ این حافظان امنیت مردم ـ با قمه و ضربات سنگ و شعله های آتش گشودند. به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیک کردند تا به خیال خام خود با کمک رسانه های بیگانه، ناجا و بسیج را متهم کنند. غافل از این که مسئولان با حکمت و تدبیر به کاربردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هرگونه آسیب به مردم منع کرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و به کار نبردند. ماموران حفظ امنیت و مدافعان حریم قانونی کتک خوردند، زخمی شدند، شهید شدند، بی رحمانه آنها را زیر چرخ های ماشین گرفتند، اما صبورانه با جانشان از مردم دفاع کردند؛ در مقابل آنها برای کشته های دروغی خود عزاداری کردند. از آنجا که آشوبگران در بین مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنیت برای برخورد با آنها بسته بود و لذا خسارتی بر مردم تحمیل گردید و ما نیز به عنوان حامیان مردم و مسئولان برقراری امنیت شرمنده شدیم. لیکن می دانیم که ملت فهیم، خود به این موضوع واقفند و عذر خدمتگذاران خود را می پذیرند.»
سرلشگر سید حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح؛ 21 تیر 1388
برای خواندن متن کامل رنجنامه دردمندانه (!) این سردار بزرگوار به انتهای پست رجوع کنید.
خداییش دماغ پینوکیو هم دیگه کم آورده جلوی اینا!
30 خرداد 60؟!! هنوز فیلم های 30 خرداد داره بین مردم دست به دست میشه. هنوز کفن جوانان ما که ناجوانمردانه شهید شدند خشک نشده. هنوز داغ دل مادرانی که نگاهشان به در دوخته شده آرام نشده که حرف از کشته های دروغین میزنی. شماها سلاح نداشتید؟! چه نداشتید که اسمش را سلاح گذاشتید؟ میخواستید با تانک از روی مردم رد شید که بگید مسلح بودید؟ اغتشاش گران مسلح؟!! یک عکس یک فیلم یک آدم مسلح بین این مردم بی دفاع نشان دهید لااقل! چه بره های مظلومی ساختی از گرگهای بسیجی! و آن انصار خون آشام و ثارالله که روی جندالله را سفید کرده اند.
چه خوب پا جای پای لنین و استالین گذاشتید! خوب کمونیسم را رنگ کرده جای اسلام به مردم فروختید! و چه گران فروختید! از حسین (ع) حرف زدی. مگر او نگفت اگر دین نداری آزاده باش! اگه کشتی مرد باش! بگو کشتم! شما سواره اید و ما پیاده. جان و مال و ناموس مان همگی اسیریم بدست شما! اینگونه میکنی با اسیر مدارا؟! کجایند آن کفن پوشان که فریاد وااسلاما سر میدادند؟ در دولت خاتمی چه چیزی جان حقیر آنان را تهدید می کرد که کفن می پوشیدند؟ در خانه نشسته اند و مثل تماشاگران رومی سلاخی شدن بردگان بدست گلادیاتورها را تماشا کرده و هورا میکشند.
فیروز آبادی! ای روباه کثیف! مرا به شک انداختی. نکند راست گفته باشی؟ نکند جنس 30 خرداد 60 هم از نوع 88 بود؟ نکند با بنی صدر و طرفدارانش همان معامله ای را کردی که با ما و با موسوی؟ نکند آندفعه هم جای ظالم و مظلوم را عوض کردی؟ مرا به شک انداختی...

مطالب مربوط: نامه ابراهیم نبوی به امام زمان: فیروزآبادی خرس دروغ می گوید
سهراب اعرابی یکی دیگر از قربانیان حوادث اخیر است که خبر کشته شدن او دیروز پخش شد. او 19 ساله بود و خود را برای کنکور 88 آماده میکرد که از روز 30 خرداد -شنبه سیاه- ناپدید شد و تا چندین روز خانواده او از سرنوشتش بی خبر بودند. بالاخره او را جزء بازداشت شدگان اعلام و درخواست وصیغه کردند. (اینطور که از یکی از آشنایان که پسرش را گرفتند شنیدم وصیغه ها بین 10 تا 30 میلیون است) تا اینکه روز 16 تیر درحالیکه خانواده اش در تدارک آزادی او از زندان بودند، اعلام کردند که او درگذشته است! این که او چگونه کشته شده مشخص نیست. در تیراندازی 30 خرداد در دم کشته شده یا زخمی شده و در زندان درگذشته و یا زیر رفتارهای قرون وسطایی شکنجه گران تاب نیاورده؟ هرچه بوده و هرچه بر او گذشته شاید هیچ وقت معلوم نشود. همانطور که شمار واقعی کشته شدگان هم شاید هیچوقت معلوم نشود. اینکه چه تعدادی دچار معلولیت های مختلف شده اند هم همینطور. شنیده ام تعداد زیادی بر اثر برخورد گلوله های ساچمه ای قطع نخاع شده یا بینایی خود را از دست داده اند. چیزی که هست اربابان این سرزمین همه تلاش خود را می کنند و خواهند کرد تا این ماجرا هم مثل همه کثافت کاری های قبلی شون دفن شود. شاید هم روزی رژیم عوض شود و حکومت جدید با ج.ا.ا همان کاری را بکند که اینها با شاه کردند. می بینیم که از گوهرشاد و فیضیه و 17 شهریور افسانه ها ساختند و گفتند. خدا داند چقدرش راست باشد. نه دلیلی دارم نه مدرکی در رد یا تایید آن. از شاه هم دفاع نمی کنم که وضع حال او معلوم بود. فقط میبینم اتفاقاتی که الان افتاده و صدها هزار نفر شاهدش بودند و هزاران فیلم و عکس از آن گرفته شده، همان روز و همان ساعت منکر شده و روند حوادث را وارونه جلوه می دهند. دیگر با حادثه ای که 40-50 سال پیش افتاده چه خواهند کرد؟ اگر هم روزی رژیم عوض شود (رجوع شود به حکایت پنبه دانه و خواب شتر) لابد اربابان جدید هم از 18 تیر و 30 خرداد و تابستان 67 و هزار تا ماجرای دیگه که یکی یکی کشف می کنند داستان ها خواهند سرایید و مدارک افشا خواهند کرد تا اون روزی که نوبت خودشان برسد. اما هر چه گوییم و گویند، حقیقت جایش همیشه زیر خاک است.
الهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یده
دکتر اول همه صحبت هاش این دعا رو میخواند. امیدوارم که زودتر اجابت شود و امام زمان بیاید اول از همه گردن مرا بزند که دیگر این کفر گویی ها را نکنم. بالاخره یا ما بر حقیم یا دارو دسته دکتر دیگه!
شما در سال X زندگی می کنید. چند هفته دیگه مسابقه شهرآورد (همون دربی) بزرگ شهر قراره انجام بشه و هر دو تیم حسابی مشغول کری خوندن هستن. شما مطمئن هستید که تیم تون برنده میشه چون حسابی آماده و سرحال به نظر میرسه، منتها نگرانی شما از تیم مقابله که سابقه جرزنی زیاد داره و الان هم داره مدام آسمون و ریسمون میکنه و غر میزنه که فدراسیون فلانه و مدیر اون ورزشگاه بهمان! تازه روزنامه های دلسوز و باوجدان خبر میدن که عوامل مافیایی مدام به دفتر باشگاه رفت و آمد دارند و چندتا از عوامل باشگاه در سفرهای خارجی خود با پدرخوانده های مافیای بین المللی ملاقات داشتن. از اطلاعات دقیق و موثق اون روزنامه تعجب کرده و تحت تاثیر قرار میگیرید. شما میدونستید که مافیا توی ورزش نفوذ کرده ولی فکر نمی کردید که بازیکنان و مربیان سرشناس تیم حریف هم تا این حد آلوده شده باشند. البته مسئولین به همه اطمینان میدن که اجازه نمیدن مافیا قدرت بگیره و دستشو از ورزش کشور قطع می کنند.
تمرینات قبل از بازی شروع میشه، هردو تیم به شهرهای جور واجور میرن تا در آب و هوای مختلف تمرین کنند. خوشبختانه فدراسیون برای ارتقای ورزش کشور یک هواپیمای اختصاصی به تیم محبوبتون داده که بازیکنان علاف کار بلیط و جابجایی نشن تا جدا از برنامه پروازها و خارج از خطوط پروازی از این شهر به اون شهر بره. اگر هم شهر مذکور خیلی نزدیک بود یا فرودگاه نداشت، هلیکوپتر که هست!
با ورود تیم شما به هر شهر، ادارات و مدارس بطور خودجوش تعطیل میشن تا مردم به محل تمرین رفته و از نزدیک هنرنمایی بازیکنان را تماشا کنن. وای که چه تمرینی! لی لی رفتن با توپ، راه رفتن روی دست، شعبده بازی و غیب کردن توپ و ظاهر شدنش توی دروازه! مردم حسابی دارن حال میکنن. بعد از تمرین هم از تماشاچی ها با هدایای نقدی و غیر نقدی و خوراکی (منظور سیب زمینی نیست!) پذیرایی میشه. البته تیم مقابل هم به رسم همیشه چون خودش اصلا بازی بلد نیست مدام به بازی تیم شما غر میزنه و میگه این حرکات اصلا اسمش فوتبال نیست و این ژانگولر بازی عوام فریبانه هیچ کمکی به پیشرفت ورزش کشور نمیکنه! چقدر حسادت؟! واقعا چقدر؟ فوتبالیست های خودشون یه مشت پیرمرد فسیل شده هستن که اندازه ملخ هم نمیفهمن. عوضش کارشناسها توی تلویزیون با بررسی کاملا علمی حرکات بازیکنای تیمتون شما رو از عمق پیشرفت فوتبال کشور باخبر میکنن و میگن که بیش از 100 کشور از ما الگو خواستن تا این روش فوتبال رو بهشون یاد بدیم. البته تیم مقابل که کم نمیاره! رفته پارچه های همرنگ خودشو در متراژ چند ده هزار متری چاپ کرده و مجانی بین هواداراش پخش کرده که باهاش توی خیابون حرکات وقیحی انجام بدن. مسئولین میگن که هزینه های اینکارها رو مافیا تامین میکنه. معلومه که مافیا تامین میکنه! اونا که مثل تیم شما یه تیم ریشه دار نیستن که بودجه داشته باشن. هیچ درآمدی هم ندارن، پس باید تا حالا ورشکست شده باشن. تازه تیم شما از حمایت های مردمی هم برخورداره و مردم کلی با هزینه خودشون برای تیم محبوبتون تبلیغ میکنن.
بالاخره روز مسابقه فرا میرسه. داور بازی با مصاحبه در جمع خبرنگارها آرزوی موفقیت برای تیم شما و کم شدن روی تیم حریف رو داره. ورزشگاه تقریبا از هوادارهای تیمتون پر شده. در حین بازی گزارشگر تلویزیون گزارش خوبی از بازی شاهکار تیمتون به عمل میاره و تلاش های مذبوحانه تیم حریف رو به سمع و نظرتون میرسونه. اما به ناگاه چراغ های ورزشگاه خاموش میشه! مطمئن هستید که عوامل مافیایی اینکارو کردن تا بازی رو به تعویق بندازن. اما داور اعلام میکنه که باید حتما بازی کنن. چند دقیقه بعد پخش تلویزیونی هم قطع میشه!
بازی با نتیجه سه بر صفر به نفع تیم مورد علاقه تون تموم شده. همه دارن خوشحالی میکتن که مافیا باز هم شکست خورد. فقط بازیکنای تیم مقابل میگن که تقلب شده! اینو نگن چی بگن؟ هوادارهای ارازل تیم حریف توی خیابون ریختن و دارن همه جا رو آتیش میزنن، متعجب میشید که این تیم بی در و پیکر چقدر طرفدار داشته! اما همه دستگیر شده ها بدون اینکه ازشون خواسته باشن جلوی دوربین اعتراف میکنن که اصلا فوتبالی نیستن که بخوان طرفدار اون تیم باشن و فقط برای اغتشاش توی خیابون اومدن. تازه بعدا معلوم میشه که از چند ماه قبل هزاران نفر از اوباش طرفدار منچستر و چلسی با هم متحد شده و به ایران اومدن تا بعد از بازی اغتشاش کنن. با ماشین حساب ضرب و تقسیم میکنید که هزینه اجیر کردن اینهمه آدم چقدره و از کجا تامین میشه؟
ناظر فدراسیون که از خوشحالی این پیروزی سر از پا نمیشناسه خودش تنهایی میشینه 9 دقیقه از بازی (معادل 10%) رو تماشا میکنه و میگه که هیچ تقلبی صورت نگرفته. البته اینو همه می دونستن و اینکه این اغتشاشات آخرین دست و پا زدن های مافیایی است که همه امید خودش رو به پیروزی تیم خود فروخته حریف میدید. با اینحال دیگه توطئه خنثی شده و نیروهایی مردمی با لباس شخصی جان و مال و ناموس مردم را از اغتشاش گران حفظ میکنند. تازه فدراسیون هم قرار است تیم حریف را منحل و مربی و بازیکنان مافیایی اش را در دادگاه محاکمه کرده و جمیع عوامل تیم حریف رو از عضویت توی هر باشگاهی محروم کنه. شب را با آرامش خیال به بستر میرید. با خود فکر میکنید که آن اغتشاش گران شب چگونه خوابشان می برد؟ چگونه با وجدان خود کنار می آیند؟ مگر پول نجس مافیا چقدر ارزش دارد که برایش همه کار میکنند؟ حتی حاضرند برای آن الله اکبر را هم سر نیزه کنند؟ واقعا چرا؟!!
به خبر زیر دقت کنید:
در تجمع غیر قانونی دیروز، درحالیکه مردم درحال بازگشت بودند، عده ای اغتشاش گر مسلح به یک پایگاه بسیج حمله کرده و قصد خلع سلاح افراد درون آن را داشتند که در تیراندازی متقابل متاسفانه 7 نفر از شهروندان جان خود را از دست دادند. «شبکه خبر، 26 خرداد»
توی همین چند جمله نکات زیادی است: حمله کنندگان مسلح بودند، دو طرف به سمت هم شلیک کردند، نه بسیجی ای کشته شده نه اغتشاش گر مسلحی، این وسط 7 نفر از شهروندان عبوری کشته شدند. در ادامه همه رسانه های دولتی متحدا اعلام کردن که اون 7 نفر بر اثر شلیک اغتشاش گران کشته شدند. از جمله همون مادر و خواهر یک نفر (که بعدا خودش هم بسیجی اعلام شد) که در مهد کودک روبری پایگاه، جلوی پنجره گلوله خوردن و شهید شدند. اصلا چطوره داستان رو اینجوری تعریف کنیم: اغتشاشگران جلوی پایگه بسیج مردم رو به گلوله می بندند که بعد از کشتن 7 نفر با شلیک بسیجی ها متواری میشند. نه؟ اینجوری چند تا مدال افتخار هم میتونیم به ناجیانی (همون بسیجی ها) که مردم بیگناه را نجات دادن بدهیم. خداییش اگه یه ذره خجالت بکشیم بد نیست ها!
تا حالا چند تا فیلم مختلف از واقعه اون روز رو دیدم و توی هیچ کدوم اغتشاش گر مسلحی نبود، هرچه بود تظاهرات مردم در اطراف ساختمان، تیراندازی از پشت بام پایگاه و خون های ریخته شده روی زمین و زخمی هایی بود که نمیدانم کدامشان زنده ماندند و کدامشان جزء آن 5 نفر- غیر از آندو زن که در مهد کودک – بودند که کشته شدند.
این یکی جالبتره:
اغتشاش گران به مقدسات مردم هم رحم نکردند. در جریان ناآرامی های امروز که عناصر مسلح نيز درسازماندهي وهدايت آن فعال بودند علاوه بر مراکز عمومي واموال مردم ،چندين مسجد مورد تعرض قرار گرفت ومسجد لولاگر، در تقاطع خيابان اذربايجان -نواب به آتش کشيده شد . در جریان این حمله جمعی از نماز گزاران شهید شدند. «تصاویر مسجد سوخته نشان داده میشود»
خدا وکیلی بعد از شنیدن این خبر خیلی حالم گرفته شد. چرا مسجد رو آتیش زدن؟ اخه دیگه اسراییل هم نمیاد مسجد آتیش بزنه. البته این حال من چند روزی بیشتر دوام نداشت چون با سرازیر شدن فیلم های موبایلی به اینترنت و ماهواره مشخص شد که نمازگزاران مورد نظر روی پشت بام بودند و کاری که میکردند بیشتر به شکار اردک شبیه بود تا نماز خوندن! تیراندازی پیوسته و مستقیم از پشت بام مسجد! نمیدانم آن به اصطلاح اغتشاش گرها بالاخره موفق به ورود به مسجد و کشتن آن نمازگزاران (!) شدند یا آتش ناشی از پرتاب کوکتل بوده و تیر خورده ها رو جای نمازگزار جا زدند؟ لابد جنازه هاشون رو هم تحویل خانواده شون دادن و گفتن: بچه تون که رفته بود برای موسوی تظاهرات کنه یکدفعه به سرش زد بره تو مسجد نماز بخونه، وسط نماز اغتشاش گران مسلح به مسجد حمله و بچه تون رو با گلوله زدن!
بابا الان که سال 57 نیست که! تو رو خدا یه چیزی بگید که بعدا بتونید روش ماله بکشید.
ندا را نکشتید.......بقیه چی؟
محمد الدوره را یادتان هست؟ همان کودک فلسطینی که در 30 سپتامبر 2000 در منطقه نتساریم نوارغزه درحالیکه پشت پدرش کنار بشکه ای پناه گرفته بود به ضرب گلوله شهید شد. این درحالی بود که طلال ابو رحمان فیلم بردار عرب داشت از او فیلم می گرفت. این فیلم در بیشتر شبکه های خبری دنیا پخش شد و رسوایی زیادی برای اسراییل به بار آورد.

اسراییل بعد از آن ماجرا تلاش زیادی کرد تا دست خود را از ماجرا پاک کند. تا اینکه سال 2007 با برپایی دادگاه و ارائه شواهد مختلف تبرئه خود را از ماجرا اعلام کردند. دلائل مطرح شده در دادگاه از جمله این بود که با توجه به شکل برخورد گلوله ها و سوراخ آنها روی دیوار، تیراندازی بایستی از پشت سر و از سمت خانه های فلسطینی باشه، و اینکه فیلم بردار از کجا می دانسته که او کشته می شود که ازش فیلم گرفته؟! و اینکه طبق گزارش پزشکی کالیبر گلوله چنین و چنان بوده، گلوله هایی که بعدا در بیمارستان گم شدند. بالاخره نتیجه گرفتند که تک تیراندازان حماس با برنامه قبلی از پشت او را هدف قرار دادند تا برای خودشان مظلوم نمایی کنند.
حالا سوال اینجاست که اینها که هر هفته چندین نفر و بلکه ده ها نفر را به خاک و خون می کشند چرا برای این یکی اینقدر آسمون و ریسمون می کنند؟ بله درست است! چون از این یک نفر فیلم گرفته شده. از بقیه که زیر بمب باران یا در تاریکی کوچه ای به قتل رسیدند فیلمی نبوده که رسوایی ببار بیاره.
دیشب جمعه 5 تیر 88 اخبار ساعت 9 از ماجرا ندا آقا سلطان مثلا پرده برداشت! نمی دونم چرا از شنیدن دلائل گوینده احساس دژاوو بهم دست داد! گلوله از پشت شلیک شده، چرا ازش فیلم برداری کردند، کالیبر گلوله مال ما نیست و ... میگن 45 دقیقه قبل از حادثه ازش فیلم برداری کردن پس میدونستن که کشته میشه. منظورشون از فیلم برداری 3 ثانیه است که کله او در میان جمعیت پیداست. وجود 2 دوربین در محلی دور از درگیری ها! انگار موبایل هم دوربین به حساب میاد. کالیبر گلوله مال سلاح کمریه، مگه لباس شخصی ها سلاح چی دارن؟ گلوله از نزیک شلیک شده، پس چرا کسی چیزی ندیده؟ توی فیلم اونجا خیلی هم خلوت نیست. تازه گفت داشته از اونجا رد میشده، پس چرا حداقل از 45 دقیقه قبل همون جا بوده؟ اگر منافقین کشتند چرا شما می ترسید؟ چرا اجازه تشییع جنازه ندادید؟ چرا مراسم ختم را با 500 تا گارد محاصره کردید؟

روز پنجشنبه 4 تیر روزنامه رسالت سناریوی خنده دارتری را بازگو کرده:
از مدتها قبل از انگلیس با خانواده منافقین اعدام شده تماس گرفته و ازشون خواسته شده تا به تظاهرات و اغتشاش بپردازند. از طرفی خود منافقین هم که از انگلیس اومدن اطراف مستقر شدند و دستور گرفتند که به محض شناسایی هر یک از این افراد (خانواده منافقین) آنها را هدف گلوله قرار دهند! چرا؟ خدا داند! و آنها هم ندا را با خواهر یک منافق مازندرانی اشتباهی گرفته اند و بعد از شلیک با خوشحالی جلو رفته و ازش فیلم برداری کردند و رو اینترنت انداختند. حالا هم بزرگترین مظنون ماجرا، فیلم بردار است!
حالا بعد از همه این حرفها، گیریم که او را شما نکشتید. همه حرفهاتون قبول. بقیه چی؟ دیگرانی که با گلوله مستقیم کشته شدند، اونها که زیر ضربات باتون ضربه مغزی شدند، با موتور از روشون رد شدید و ... همان ها که به قول نامزد ندا توی بهشت زهرا از قبل یک قطعه براشون آماده کرده بودید. چون از همین فیلم گرفتند باید این یکی را ماست مالی کنید؟
من اینجا به همه کسانی که این مطلب را می خوانند درخواست می کنم که زین پس از هیچ کس توی خیابان با موبایل یا هر وسیله دیگری فیلم برداری نکنند، چرا که ممکن است چند ساعت یا حتی یک هفته بعد بطور مشکوکی کشته شود و اونوقت بیایند شما را دستگیر کنند که تو از کجا میدونستی که این قراره کشته بشه که ازش فیلم گرفتی؟ پس حتما با ضارب همدستی! با برنامه قبلی اینکارو کردی! از اون ور آب دستور میگیری!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|